معنی Steep (کتاب 1100 واژه، هفتۀ 1، روز اول، لغت چهارم)

  1. خانه
  2. زبان‌های خارجی
  3. زبان انگلیسی
  4. واژگان (Vocabulary)
  5. لغات 1100
  6. معنی Steep (کتاب 1100 واژه، هفتۀ 1، روز اول، لغت چهارم)
تعداد بازدید : 44
معنی Steep | کتاب 1100 واژه

⚠️ تا بارگذاری کامل فایل‌های تلفظ اندکی صبر کنید… ⚠️

بارگذاری فایل‌های تلفظ کامل شد.

Hexpod Favicon

تلفظ و معنی لغت :

تلفط (UK)تلفط (US)معنیلغت
پرشیب، مرتفع، گزاف، خیساندنSteep

معنی Steep در کتاب 1100 در روز اولِ هفته اولِ این کتاب قرار گرفته است و چهارمین واژه از واژه های این روز می‌باشد.

همانطور که در بالا هم به صورت مختصر معنی و تلفظ این واژه را مشاهده کرده‌اید وحدس زده‌اید این واژه در مکالمات روزمره زیاد کاربردی نمی‌باشد و بیشتر در هندسه، ریاضیات و معاملات و … استفاده می‌شود.

در این بخش قصد داریم واژه Steep، چهارمین لغت از لغات هفته اولِ روز اولِ مجموعه لغات کتاب ۱۱۰۰ واژه را مورد بررسی قرار دهیم.

برای مشاهده‌ی سایر پست‌های مربوط به کتاب ۱۱۰۰ اینجا کلیک کنید.


معنی Steep

همان‌طور که گفته شد واژه‌ی Steep چهارمین لغت از درس اول کتاب 1100 واژه ضروری است. Steep از نظر دستوری در جمله نقش صفت، فعل، اسم، و قید را دارد که در ادامه به بررسی کامل و جامع این واژه در هر چهار نقش دستوری می‌پردازیم.

 

معنی Steep | کتاب 1100 واژه
معنی Steep | کتاب 1100 واژه

 

 


معنی Steep در جایگاه صفت:

در دیکشنری Merriam Webster معنی Steep به صورت‌های زیر آورده شده است:

1: Lofty, high
2: making a large angle with the plane of the horizon
3: a: mounting or falling precipitously
    b: being or characterized by a rapid and intensive decline or increase
4: extremely or excessively high

1: بزرگ، بلند، مرتفع

2: پرشیب

3: الف: سربالایی یا سرازیری شدید

   ب: (کاهش یا افزایش) سریع و شدید

4: بسیار یا بیش‌ازحد بالا (قیمت)، گزاف

 

جمله با steep در جایگاه صفت:

 

1- The shoes prices are too steep for me.
قیمت این کفش‌ها برای من بسیارزیاد(گزاف) است.
معنی Steep | کتاب 1100 واژه
معنی Steep | کتاب 1100 واژه

 

2- We climbed up the steep mountain.
ما کوه پرشیب را بالا رفتیم.

 

معنی Steep | کتاب 1100 واژه
معنی Steep | کتاب 1100 واژه

 

 

 

3- There has been a steep rise in prices
افزایش شدیدی در قیمت‌ها وجود داشته است.

 

 

نکته: کلمه‌ی Steep در جایگاه صفت به شکل‌ Steepish نیز به کار برده می‌شود.

 

جمله با steepish :

 

Yesterday’s steepish decline in the value of the dollar was unexpected.
کاهش شدید ارزش دلار در روز گذشته غیرمنتظره بود.

 

معنی Steep | کتاب 1100 واژه
معنی Steep | کتاب 1100 واژه

معنی Steep در جایگاه فعل:

معنی Steep در جایگاه فعل به صورت” غرق در کاری شدن، افراط کردن، اشباع کردن/شدن، خیساندن/دم کردن” است و بسته به زمان جمله به صورت Steeped, Steeping, Steeps, steep به کار می‌رود.

جمله با steep در جایگاه فعل:

 

1- Steep the tea bag for 3 minutes in hot water.

چای کیسه‌ای را سه دقیقه در آب داغ دم کنید.

 

معنی Steep | کتاب 1100 واژه
معنی Steep | کتاب 1100 واژه

 

 

 

2 – She hassteeped herself in English novels.

او خود را در رمان‌های انگلیسی غرق کرده بود.

 

3 – They were steeped in eating fastfoods.

آن‌ها در خوردن فست‌فود افراط می‌کردند.

 

معنی Steep | کتاب 1100 واژه
معنی Steep | کتاب 1100 واژه

 


معنی Steep در جایگاه اسم:

کلمه steep در جایگاه اسم به معنای” شیب،مکان پرشیب، افراط، سراشیبی” است . به شکل steep و steepness هم کاربرد دارد.

جمله با steep و steepness:

 

1- The steepness of the slope forbade ascent.

شیب سربالایی مانع از بالا رفتن می‌شد.

 

2- However the steep is just because of the existence of Great Wall.

بهرحال، این سراشیبی به دلیل وجود دیوار بزرگ چین است.

 

نکته: کلمه steep در جایگاه اسم به صورت steeper نیز به کار می‌رود که به معنای” ظرفی برای خیساندن” است. و با صفت تفضیلی steeper اشتباه گرفته نشود.

 

مثال:

* Steep beans in a steeper.  (اسم)

لوبیاها را در ظرف(ظرفِ مخصوص خیساندن) بخیسانید.

 (صفت تفضیلی) .There are also some steeper climbs behind the village *

پشت روستا کوه‌های شیب‌تر(مرتفع‌تر) هم وجود دارد.

 


معنی Steep در جایگاه قید:

کلمه steep در جایگاه قید به صورت Steeply به کار می‌رود و به معنای” به‎‏‎‌صورت شیب‌دار، به‌شدت” می‌باشد.

جمله با steeply:

 

1- The workers pitched the roof steeply.

کارگرها سقف را به‌صورت شیب‌دار نصب کردند.

 

معنی Steep | کتاب 1100 واژه
معنی Steep | کتاب 1100 واژه

 

 

2-  The value of the land has risen steeply.

ارزش زمین به‌شدت افزایش یافته است.

 

3- At this point the path seems steeply.

از این نقطه، جاده به‌صورت شیب‌دار به نظر می‌رسد.

 


 

مترادف کلمه‌ی steep:

abrupt, bold, precipitous, imbue, infuse

 

متضاد کلمه‌ی steep:

easy, gentle, flat, horizontal


سپاس که تا انتهای این بخش همراه ما بودید.

ضمناً واژه سوم(Eminent)  روز اول از هفته اول را می‌توانید در اینجا و واژه پنجم(Replete) روز اول از هفته اول را در اینجا مشاهده کنید. 

اگر نظر یا سوالی در ارتباط با لغت Steep دارید خوشحال می‌شویم در بخش دیدگاه‌ها در انتهای صفحه با ما در میان بگذارید.

موفق باشید.

معنی Steep،معنی Steep، معنی Steep، جمله انگلیسی با کلمه Steep، Steepمعنی، معنی کلمه Steep، معنی Steepبه فارسی، جمله با Steep، تلفظ Steep،  درس اول 1100 واژه، Steepبه فارسی، شیب به انگلیسی، سفثثح lukd، شیب‌دار به انگلیسی، دم کردن به انگلیسی، جمله با abandon، معنی abandon، abandon معنی، کلمه abandon، جمله انگلیسی به کلمه abandon، معنی کلمه abandon، متن درس دوم کتاب 504

نوشته‌های مرتبط :

معنی Voracious (کتاب 1100 واژه، هفتۀ 1، روز اول، لغت اول)
معنی Abound (کتاب 1100 واژه، هفتۀ 1، روز دوم، لغت اول)
معنی Indiscriminate (کتاب 1100 واژه، هفتۀ 1، روز اول، لغت دوم)
معنی Eminent (کتاب 1100 واژه، هفتۀ 1، روز اول، لغت سوم)
اعلام ساعت به انگلیسی (Telling the Time)

بخش دیدگاه‌ها

اگر نظر یا سوالی در ارتباط با این مطلب دارید در بخش زیر با ما در میان بگذارید.

اشتراک در
اطلاع از
guest
لطفا نام و نام خانوادگی خود را در کادر وارد نمایید.
لطفا ایمیل خود را وارد نمایید.
در صورتی که دارای وبسایت هستید نشانی آن را وارد نمایید.
0 دیدگاه
بازخورد (Feedback) های اینلاین
مشاهده تمام دیدگاه‌ها
فهرست
0
دوست داریم نظر شما را درباره این مقاله بدانیم!x
()
x