اصطلاحات پرکاربرد در زبان انگلیسی | سطح متوسط (سری سوم)

اصطلاحات پرکاربرد در زبان انگلیسی | سطح متوسط (سری سوم)

اصطلاحات زبان انگلیسی - سطح متوسط - سری سوم

سلام به همراهان همیشگی سایت هگزپاد.

در این پست با اصطلاحات جدید در خدمت شما دوستان هستیم. اصطلاحاتی که امروز قرار است به آن‌ها بپردازیم، اصطلاحاتی هستند که در آن‌ها اسامی یا متعلقات لباس در آن‌ها به کار رفته است.

این اصطلاحات در دسته‌بندی سطح متوسط قرار می‌گیرند. در ادامه به معرفی و تعریف این اصطلاحات همراه با مثال می‌پردازیم.

برای مشاهده اصطلاحات بیشتر اینجا کلیک کنید.

 


1- اصطلاح to fit like a glove

 

اصطلاح زبان انگلیسی - سطح متوسط - Idioms - To fit like a glove
اصطلاح زبان انگلیسی – سطح متوسط – Idioms – To fit like a glove

 

اولین اصطلاح انگلیسی این بخش، to fit like a glove است. این اصطلاح در هنگام پوشیدن و یا خرید و پرو لباس استفاده می‌شود. این اصطلاح به معنای کاملا اندازه بودن، قالب تن بودن و فیتِ تن بودن می‌باشد. کاربرد این اصطلاح انگلیسی را در جمله زیر ببینید:

* A: The color suits you. How about the size?

_ این رنگ بهت میاد. سایزش چطوره؟

* B: Perfect. It fits like a glove.

_ عالیه. فیت تنمه.

 

نکته: عبارت suits you  به معنای این است که بهت میاد .

 


2- اصطلاح Have something up one’s sleeve

 

اصطلاح زبان انگلیسی - سطح متوسط - Idioms - Have something up one's sleeve
اصطلاح زبان انگلیسی – سطح متوسط – Idioms – Have something up one’s sleeve

 

اصطلاح انگلیسی دوم درمورد فردی به کار می‌رود که در شرایطی برای کسی یا چیزی سوپرایز، ایده و یا نقشه‌ی پنهانی دارد. معنی آن به اصطلاح چیزی در آستین داشتن و یا چیزی در چنته داشتن می‌باشد. برای درک بهتر این  اصطلاح به مثال زیر توجه کنید :

*   A: It is Stuart’s birthday tomorrow and we haven’t bought or planned anything.
B: Don’t worry. I’ve got something up my sleeve.

_ فردا تولد ستوارتسِ و ما هنوز نه چیزی خریدیم و نه برنامه‌ای ریختیم.

_ نگران نباش. من یه چیزی توی چَنته دارم.

 


3- اصطلاح off the cuff

 

اصطلاح زبان انگلیسی - سطح متوسط - Idioms - Off the cuff
اصطلاح زبان انگلیسی – سطح متوسط – Idioms – Off the cuff

 

اصطلاح انگلیسی off the cuff در موقعیتی به کار می‌رود که شخصی سخنی و یا کاری را بدون آمادگی قبلی، بدون فکر و یا به اصطلاح فی‌البداهه انجام دهد. مثال زیر را مشاهده کنید:

* A: I’ve got to give a short speech tomorrow at the anniversary of the establishment of the company.
B: oh, don’t worry ! just speak off the cuff.

_ من فردا باید برای سالروز تاسیس شرکت سخنرانی کنم.

_ نگران نباش! فی‌البداهه صحبت کن.

 

نکته: کلمه cuff  از نظر لغوی به معنی دکمه سر آستین می‌باشد.

 


4- اصطلاح to be shirty

 

اصطلاح زبان انگلیسی - سطح متوسط - Idioms -Be shirty
اصطلاح زبان انگلیسی – سطح متوسط – Idioms -Be shirty

 

اصطلاح انگلیسی to be shirty  به معنی رنجیدن، خشمگین شدن، بدخلق شدن و عصبانی شدن است. کاربرد این اصطلاح را در مثال زیر مشاهده کنید:

* A: where have you been? we’ve been waiting an hour. you’re so inconsiderate.
B: Hey! don’t get shirty with me.

_ کجا بودی؟ یک ساعته که ما منتظریم. خیلی بی‌ملاحظه‌ای.

_ هی! با من بدخلقی نکن.

 


5- اصطلاح at the drop of a hat

 

اصطلاح زبان انگلیسی - سطح متوسط - Idioms -At the drop of a hat
اصطلاح زبان انگلیسی – سطح متوسط – Idioms -At the drop of a hat

 

اصطلاح انگلیسی at the drop of a hat برای شخصی استفاده می‌شود که کاری را بدون درنگ و بدون تعلل انجام می‌دهد. به مثال زیر توجه کنید:

* I love Italy. If I could get a job there. I’d go at the drop of a hat.

من عاشق ایتالیام. اگه بتونم اونجا کاری پیدا کنم بدون تعلل میرم اونجا

 


6- اصطلاح pull something out of the hat

 

اصطلاح زبان انگلیسی - سطح متوسط - Idioms - Pull something out of the hat
اصطلاح زبان انگلیسی – سطح متوسط – Idioms – Pull something out of the hat

 

این اصطلاح به معنی عمل غیر منتظره‌ای است که سبب می‌شود فرد یا افرادی در یک موقعیتی که رو به شکست هستند، پیروز شوند می‌توان در فارسی این اصطلاح را ترفند زدن و یا حرکت زدن معنا کرد. برای درک بهتر این اصطلاح انگلیسی بهتر است به مثال زیر توجه کنید:

* So, England are losing 1-0 with two minutes to go . They really need to pull something out of the hat now.

بنابراین انگلیس 1 بر 2 داره می‌بازه در حالیکه 2 دقیقه به پایان بازی مونده. اونا نیاز دارن که یه حرکتی (ترفندی) بزنن.

 


7- اصطلاح tighten one’s belt

 

اصطلاح زبان انگلیسی - سطح متوسط - Idioms - Tighten one's belt
اصطلاح زبان انگلیسی – سطح متوسط – Idioms – Tighten one’s belt

 

اصطلاح انگلیسی tighten one’s belt  به معنی کم کردن خرج و به عبارتی صرفه جویی کردن است. بنابراین معنی این اصطلاح مال‌اندیشی کردن، صرفه‌جویی کردن و گاهی قناعت کردن می‌باشد. به مثال زیر توجه کنید:

* There’s alot of unemployment in this area. people are having to tighten their belts just to survive till better times return .

در این زمینه بیکاری زیادی وجود دارد. مردم مجبورند تا صرفه‌جویی کنند (قناعت کنند) تا زنده بمانند تا زمانی که شرایط دوباره بهتر شود.

 


8- اصطلاح fill one’s shoes

 

اصطلاح زبان انگلیسی - سطح متوسط - Idioms -Fill one's shoes
اصطلاح زبان انگلیسی – سطح متوسط – Idioms -Fill one’s shoes

 

اصطلاح انگلیسی fill one’s shoes  به معنی جای کسی را گرفتن یا پر کردن و یا جانشین کسی شدن است. کاربرد این اصطلاح را در مثال زیر ببینید:

* My boss is going to new job in New York. We’re all going to miss her. It won’t be easy to find someone to fill her shoes.

رئیسم برای یه کار جدید قراره بره نیویورک. ما همه دلتنگش می‌شیم. اصلا آسون نیست یکی رو پیدا کنم که جاشو پر کنه.

 


 

دوستان عزیز، ممنون که تا به این جای کار همراه ما بودید. امیدوارم اصطلاحات امروز را دوست داشته باشید.

همچنین می‌توانید اصطلاحات سری دوم سطح متوسط را در اینجا مشاهده نمایید.

خوشحال می‌شیم اگه از این اصطلاحات در جمله استفاده کنید و آن را برای ما کامنت کنید.

موفق و پیروز باشید.

گروه زبان انگلیسی هگزپاد

تیم زبان انگلیسی هگزپاد متشکل از اساتیدی چون محدثه امیری و هنگامه یگانه می باشد که به همراه رضا ریوندی به صورت تیمی برای تولید مقالات زبان انگلیسی در سایت هگزپاد فعالیت می کنند.

مطالب مرتبط

دیدگاهها

نظر: